ترجمه و تفسیر آیاتی از سورۀ قلم (68)(ش3)
گلچین سوم: سفارش به مراعات حال فقراء و مساکین، و طبقات محروم جامعه:
الف) ترجمۀ موزون نَسَفی:
فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ (23)
[پس صاحِبان باغ و بُستان] رفتند، و با يكدگر بهراز [سخن پنهان] میگفتند.
أنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ (24)
در مَيايَدا در اين بوستان، امروز، بر شما هيچ درويش.[1]
وَ غَدَوْا عَلَی حَرْدٍ قادِرِينَ (25)
و رفتند؛ و ايشان بر منع [فقیران]، توانايان [بودند] بهنزد خويش.[2]
فَلَمَّا رَاَوْها قالُوا اِنَّا لَضَالُّونَ (26)
چون ديدند بوستان را سوخته، گفتند:
”ما راه، غلط كرديم[3]، اين بوستان ما نيست كه ما آمديم!“؛ و قيلَ [= گفته شده]: يعنی: ”ما خطا كرديم، كه نيّت منع فقرا كرديم“ [و بُخل و خِسّت بهخرج دادیم].
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (27)
بَلْكْ[4] ما بیبهره كـَـرْدِ[گا]نيم[5]، و بدانقصد كه كرديم سزای اين حِرمانيم.
ب) تفسیر منظوم صفی(ره):
پس بسوی باغ آوردند روی
خُفْيَه ميكردند باهم گفتگوی
تا فقيران نشنوند آوازشان
زانكسان پوشيده گردد رازشان
رازشان اين بود كِامروز از سُراغ[6]
تا نيايد هيچ مسكينی به باغ[7]
خود بقصد ”منع مسكين“ بامداد
زود رفتند آن توانايان، و شاد -
قادرين، يعنی: به زعمِ زشتِ خويش
بودشان قدرت بضبطِ كشتِ خويش
پس چو ديدند: آنچه بُد اندوخته
كِشتِ زارِ خود - سياه و سوخته
پس بگفتند آن زمان با اُشتُلُم:[8]
راه باغ خود مگر كرديم گم؟!
باغ ما، زيرا كه دی معمور بود!
آفت و ويرانی از وی دور بود!
پس بگفتند اين، كه: اين بُستانِ ماست؛
”بلكه ما بیبهرهايم“ از آن بخواست.[9]
[2]) یعنی: نزد خود چنین میپنداشتند که قادرند و میتوانند حقّ مردم فقیر را ندهند و آنها را از خود برانند.
[5]) بیبهره کرده: اسم است، در مقام انتساب به (بیبهره کننده) که خداست؛ یعنی: بیبهره شدگان.
[7]) یعنی: مبادا از خودمان اثر و نشانی برجا بگذاریم تا فقیر و بینوایی در باغ به سراغ ما آید.
[9]) یعنی: بانگ ”ما پولداران هستیم که محروم و بیبهرهایم!“ (نه فقراء و بینوایان)، از این باغ و بُستان ما برآمد.
مهر سعادت (عرفان قرآنی - گلچین تفسیر صفی، سرودۀ صفیعلیشاه، با تلفیقاتی از تفسیر نَسَفی) طبق ترتیب نزول سوره ها یعنی ,كرديم ,تفسیر ,بیبهره ,فقیر ,خويش ,محروم جامعه ,طبقات محروم ,طبقات محروم جامعه منبع
درباره این سایت